آسمانآسمان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

من و نی نی خوشملم

23 هفتگی دختره نازم

سلام عروسکه مامان .خوبی قربونت بشم.وای نمیدانی مامان چقدر عاشقه تو چقدر دوست داره.هر روز بیشتر عاشقت میشم امروز 9 آبان بود و مامان وقت دکتر داشت ساعت 1 رسیدیم .خیلی خوشحال شدم چون دکتر گفت که شما خوبه خوبید و من خدارو شکر کردم.بابا محمدم طبق معمول فیلم گرفت قربونت بشم که دستاتو گذاشته بودی رو سرت مامان میخواست واست بمیره عسلممممممم خلاصه برگشتنی رفتیم میلاد نور یکم تخت دیدیم ولی هیچکدومو واست نپسندیدم بعد اومدیم خونه مامان با ذوق اومد فیلمتو ببینه که .......................... بله بابا جونت از هولش دکمه ضبطو نزده بود کلی ناراحت شدم یکمم گریه کردم اخه دوست داشتم همه فیلماتو داشته باشه ولی اشکال نداره عکستو دارم هرچند عزیزم دیگ...
9 آبان 1391

شیطونی های عشقم

سلام کوچولوی نازم سلام جونمو عمرم .خوبی عزیزم مامان خیلی خوشحاله که تورو داره الهی قربونت بشم که انقدر شیطون شدی . امشب مامان بستنی خورد بعدش دیدم شیطونی هات شروع شد انقدر محکم میزدی که مامان داشت واست میمرد بابا محمدم که دیگه هیچی.اومده بودی تو پهلوهامو هی لگد و مشت میزدی.الهی مامان قربون اون دستو پای کوچولوت بشه.انقدر محکم تکون میخوردی که پهلوی مامان بالا پایین میرفت .وای که چه حس قشنگیه عزیزم من و بابا از اومدنت خیلی خوشالیم بابا محمد که واست میمیره نمیدانی چقدر به مامان میرسه و هوامو داره .الهی قربونش برم که بهترین شوهر دنیارو دارم و توم بهترین بابای دنیارو   عشق مامان الان که دارم برات مینویسم داری شیطونی میکنی و تک...
30 مهر 1391

روزای زیبا

سلام دختر خوشگلم خوبی مامانم.الهی قربونت بشم که هر روز بیشتر عاشقت میشم.چقدر این حس قشنگه این روزا دیگه قشنگ واسه مامان تکون میخوری و با هر بار تکون خوردتن دل من و بابا رو میبری.تا باهات حرف میزنم شروع میکنی به لگد زدن و نفس مامان میگیری مامانم که صبح تا شب داره قربون صدقت میره اخه تو زندگیه منی.بابا محمدم که دیگه هیچی همش میگه دخترم دخترم فکر کنم وقتی دنیا بیای تو رو بیشتر از من دوست داشته باشه . این روزا همش به آمدنت فکر می کنم به لحظه قشنگی که تو دنیا میای و من میتونم ببینمت ببوسمت واییییییییییی که فکرشم اشکمو درمیاره. منم گاهی بدجنس میشم دل بابا محمد آب میکنم که من زودتر تورو میبینم هههههههه آنم حسودی میکنه خلاصه بگ...
22 مهر 1391

ارامش

سلام دختر خوشگلم .امروز مامان خیلی خوشحال .رفتم جواب ازمایش گرفتم و بردم دکتر دید 2 ساعت نشستم تا تونستم دکتر ببینم .خدارو شکر همه چیز خوب بود و خیالم راحت شد. از وقتی امدیم تو گلم همش شیطونی کردی قربونت بشم عزیزم مامان ببخش که این دو روز با غصه خوردنش تورو اذیت کرد خیلی دوست دارم تو عشق منی مامان ...
13 مهر 1391

یه روز جالب و کمی نگران کننده

سلام جون و عمرم .خوبی مامانم امروز دهم مهر روزیه که قرار بود تو گلم ببینم ساعت 2 وقت داشتم نمیدانم چرا نگران بودم .وقتی رفتم خوابیدم که دکتر سونو کنه اقای دکتر گفتن که شما دختری ههههههههههههههه درسته مامان من تازه فهمیدم که تو عسلم دختری اخه مامان فکر میکرد یه پسر داره.خلاصه از تعجب وقتی دکتر گفت جیغ کشیدم حالا ایشالا بزرگ بشی و فیلمش ببینی میفهمی.خلاصه کلی ذوق کردیم بابا محمد که دیگه هیچی اخه بابا عشق دختر داره .دکتر همه اعضای بدن کوچولوتو به ما نشان دادو ما لذت بردیم گفت تو دختر خوشگلم 262 گرم هستی.الهی قربونت بشم انقدر کوچولویی.راستی الان شما 18 هفته و 3 روزته و 14 سانتی یعنی خیلی کوچولویی قربونت بشمممممممممممممممممم و خبر بد این بود...
12 مهر 1391

تکون خوردن عشقم

سلامممممممممم عزیز دلم ببخشید دیر به دیر میام برات مینویسم.مامان یکم تنبله.حالا همه چیزو میگم اول این که شما چند روز که تکون میخوریو با هر بار تکون خوردن دل مامان میبری الهی قربونت بشم که هنوز کوچولویی و تکونات خیلی ضعیفه ولی مامان قشنگ حس میکنه و برات  ضعف میکنه.خیلی خوشحالم که تو رو دارم وبه این حس قشنگی که دارم میبالم بار اولی که تکون خوردی و مامان فهمید 29 شهریور ساعت 8 شب بود.داشتم با بابا محمد تلفنی حرف میزدم که یکدفعه حست کردم و یه جیغ از خوشحالی کشیدم که بابا محمد ترسید ههههههههههه اینم بگم که تو خیلی ناز دادی و هر وقت بابا محمد دستش میزاره دیگه تکون نمیخوری و بابا هم کلی غصه میخوره و میگه تو دوستش نداری. عزیزم مر...
11 مهر 1391

دلتنگی

سلام عزیز دل مامان .خوبی عزیزم الهی مامان قربونت بشه نمیدانی چقدر دوست دارم و  هر روز که میگذره بیشتر عاشقت میشم هر روز منتظره تکون خوردنتم ولی قربونت بشم که انقدر تنبلی .کارم شده دستم بزارم رو شکمم منتظر یه حرکت از تو باشم البته بعضی وقتا یه چیزایی حس میکنم ولی خیلی واضح نیست و مطمئن نیستن خودتی خیلی دوست دارم بدانم چه شکلی هستی ولی اصلا ارزو نمیکنم زودتر بیای .عسلم  با این که انتظار کشیدن برای دیدنت سخته ولی دوست دارم سر وقت بیای هر چقدر طولانی باشه دلم میخواد 10 مهر بیاد بتونم دوباره ببینمت حتما این دفعه که ببینمت کلی بزرگ شدی عزیز مامان بابا محمدم که دیگه برات میمیره خودشم میگه فکر نمیکردم انقدر دوستش داشته با...
26 شهريور 1391

یه روز قشنگه دیگه

سلام گل قشنگم .بالاخره بعد کلی انتظار امروز رسید روزی که قرار بود تو گل قشنگمو ببینم ساعت 11.30 وقت داشتم .وقتی رسیدیم زیاد معطل نشدیم و زود رفتیم تو اول جواب ازمایشت نشان دادم که خدارو شکر همه چیز خوب بود بعد نوبت دیدن تو شد هم خوشحال بودم هم نگران ولی خدارو شکر که حالت خوب بودو حسابی شیطونی میکردی مامان قربون آن دست و پاهات بشه که انقدر بزرگ شده بودی .بابا محمدم که محوت شده بود داشت ازت فیلم میگرفت بعد از دکترت پرسیدم که جنسیتش مشخصه کلی سعی کرد ولی انقدر شیطونی میکردی نتونست درست ببینه و گفت احتمالاااااااااااااااااااااااااااا تو گل من پسرررررررررررررررری مامان که میخواست همانجا برات قش کنه . من و بابا محمد عاشقتیم ....
15 شهريور 1391

دیدن دوباره عشقم

سلام عزیز دلم.نمیدانی امروز چه روز قشنگی بود واسه مامان.صبح وقت ان تی داشتم ساعت 11.30 ولی از8 بیدار بودم انقدر که استرس داشتم خلاصه با بابا محمد راه افتادیم و رفتیم وقتی رسیدم خیلی معطل نشدم رفتیم تو بالاخره دکترت دیدیم به نظر دکتر خوبیه.بعد از تشکیل پرونده رفتم واسه سونو .الهی مامان قربونت بشه بدتر از مامان تنبلت خواب بودی ولی مثل ماه بودی بابا محمدم که ضعف کرده بود برات ازت فیلم گرفته هر چند کلی دستش لرزیده.نمیدانی چقدر عاشقته دایم داره قربون صدقت میره و مامان حسودی میکنه خیلی دوست داشتم بیدار بودی و تکان خوردنت میدیدم ولی دکتر گفت خوابی البته گفت میتونستم شکمت تکان بدم بیدار بشه ولی لازم نیست مهم اینه که دکتر گفت همه چیز خ...
21 مرداد 1391

بدون عنوان

سلام گل قشنگم .مامان خیلی دوست داره خیلی دلم میخواد زود بفهمم دختری یا پسر البته برام فرقی نمیکنه هرچی باشی عشق مامانی ولی دوست دارم بدانم عشق مامان نمیدانی چقدر دلم میخواد زود 21 بشه بتونم دوباره ببینمت و صدای قلبت بشنوم .یعنی میشه انروز جنسیتتم بفهمم.وایییییییییی که چه حس خوبیه مادر بودن گل قشنگم خیلی دوست دارم.زندگیه من و بابا محمد با امدن تو خیلی شیرین تر شده بابا محمد نمیزاره من هیچکاری کنم دلم بهش میسوزه ولی خوب دوست داره دیگه . از خدا میخوام مراقبه تو عزیزم باشه.راستی واسه سلامتیت نذر کرد قران تو ماه رمضان ختم کنم خداجونم خودت مراقبه همه نی نی ها باش خدا جونم دوست دارم.خدایا شکرت 3مرداد 1391 ...
3 مرداد 1391